من از هر کدام از سه دسته ی زیر که در انتخابات شرکت نمی کنند چند تا سؤال دارم؛
دسته ی اول؛ کسانی که رأی دادن در نظام جمهوری اسلامی را مساوی با خیانت می دانند. (یا رأی ندادن را مساوی با یک کنش سیاسی اعتراضی می دانند.)
1- برای من همواره جای سؤال است که اگر رأی دادن خیانت است چرا شاغل بودن در جمهوری اسلامی خیانت نیست؟ یا چرا مالیات دادن، یا پول آب و برق دادن، خیانت نیست؟
2- وقتی رأی دادن را مساوی با "خیانت" بدانید پس آرزوی شما قاعدتاً برانداخته شدن نظام جمهوری اسلامی است. برای من سؤال است که برنامه ی شما برای براندازی نظام جمهوری اسلامی چیست.
3- ممکن است کسی پیدا شود که در برابر شما ادعا کند که اتفاقاً رأی ندادن مساوی با "خیانت" است زیرا صندوق های انتخابات صلح آمیزترین راه برای گذار به دموکراسی است و به نظر او ریشه های استبداد با رأی ندادنِ شما مستحکم تر می شود و این شمایید که دارید "خیانت" می کنید. پاسخ شما چه خواهد بود؟
--------------------------
دسته ی دوم؛ کسانی که می گویند برنده ی انتخابات از قبل تعیین شده است و رأی ما تأثیری ندارد. (یا میزان تقلب آن قدر زیاد است که رأی ما از بین می رود.)
1- آیا ناطق نوری در دوی خرداد 76، هاشمی در انتخابات مجلس 78 و توکلی و شمخانی و غفوری فرد در انتخایات 80 برگزیده ی حاکمیت نبودند؟ پس چرا هیچ یک انتخاب نشدند؟
2- برای کاهش تقلب چه کار باید کرد؟
--------------------------
دسته ی سوم؛ کسانی که می گویند همه ی کاندیداها عین هم هستند و سگ زرد برادر شغال است. (یا می گویند رأی بدهیم که چه شود؟ این همه رأی دادیم مگر چه شد؟ همه شان دروغ می گویند و پشتیبان منافع ما نیستند.)
1- این که می گویید عین هم هستند یعنی چی؟ یعنی در سیاستگذاری عین هم هستند؟ یا مثل هم لباس می پوشند؟ یا قیافه شان عین هم است؟
2- انتظار شما از یک کاندیدای ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی ایران چیست؟ از او می خواهید چه کارهایی برای شما انجام دهد؟
--------------------------
(اگر در انتخابات شرکت نمی کنید و جزو هیچ کدام از این سه دسته نیز قرار نمی گیرید لطفاً با دلایل خودتان در بحث شرکت کنید. توضیح این که دسته بندی که من انجام دادم ساده و خودمانی است. به کسانی که رأی نمی دهند برنخورد که جزو یکی از این سه دسته باشند.)
--------------------------
من اما در انتخابات شرکت می کنم زیرا
1- در هیچ کجا بدون وجود نهادهای مدنی قوی، گذار به دموکراسی ممکن نیست.
2- من به عنوان یک شهرند کنشگر و مسئول می خواهم در جهت تقویت جامعه ی مدنی قدم بردارم.
3- یک دولت اصلاح طلب که تقویت جامعه ی مدنی را باور دارد، یا دست کم آن را سرکوب نمی کند، به نفع من است. من آزادانه تر می توانم فعالیت کنم.
4- با حضور احمدی نژاد هر روز جامعه ی مدنی نحیف تر و نحیف تر می شود.
اگر پایه باشید باهم گفت و گو می کنیم. (اگر عضو فیس بوک هستید که بیایید آن جا. اگر هم نه که همین جا صحبت می کنیم. فقط خواهش می کنم به سؤال هایی که مطرح شده پاسخ بدهید تا بحث پیش برود.)
