امروز کروبی مهمان انجمن اسلامی دانشگاه شریف بود. سه ساعت صحبت کرد.
هیچ انتقادی را نپذیرفت، تا جایی که می شد به مشارکتی ها و مجاهدینی ها بد و بیراه گفت، بلند اعلام کرد که حکم حکومتی را قبول دارد، و روی شانه ی آدم های دیگری مثل شیرین عبادی و نرگس محمدی و شادی صدر و محبوبه عباسقلیزاده ایستاد تا همه را نیازمند به خود و خود را بالاتر از همه نشان بدهد.
اما همه ی این ها به کنار؛ میانه های برنامه بود که یکی از مشاوران جوان کروبی درِ گوش او چیزی گفت و مشاوره ای داد و برگشت سر جای خود در گوشه ی سالن ایستاد. به خیال آن که شیخ درباره ی صحبت او تأمل می کند. اما کروبی حتی لحظه ای درنگ نکرد. به جای آن که صحبتش را ادامه دهد رو به مشاور کرد و پشت میکروفون گفت: "نه! این حرفت درست نیست! این بچه ها باید قبل و بعد انقلاب را بدانند! باید بدانند چه کسی در این سی سال از حقوق آن ها دفاع کرده! اصلاً حرفت را قبول ندارم." مشاور گوشه ای ایستاده و سرش را پایین انداخته بود. حجب و حیا داشت. اما کروبی امان نداد و اضافه کرد: "آخر این چه حرفی بود که زدی؟ اصلاً و ابداً! بچه ها باید همه ی این هایی که من می گویم را بدانند. باید قصه های انقلاب را بدانند. باید این ها را بگویم. به هیچ عنوان حرفت را قبول ندارم."
همین یک رفتار کروبی برای این که به او رأی ندهم کافی است. در نظر من کسی که به راحتی یکی از مشاورانش را جلوی پانصد تا دانشجو کوچک می کند تا خود را دانای کل نشان دهد اصلاً معنی کرامت انسانی را نمی داند و بیخود بیانیه ی حقوق شهروندی صادر می کند. کسی که برای رأی آوردن خود از دوش آدم های دیگری (حتی اگر آن آدم مشاورش باشد) بالا می رود دیگر برای دست کم من قابل اعتنا نیست.
گفتار امروز کروبی من را یاد سخنان چند روز پیش احمدی نژاد در ورامین انداخت که گفته بود اگر برق شما تأمین نشود من خودم وزیر نیرو را تحویلتان می دهم! بین آن سخن احمدی نژاد و این رفتار کروبی در نقض کرامت یک انسان آیا تفاوتی هست؟ به نظر من نیست.
